My Words

عموما با کسی خیلی صمیمی نمیشم منظور از صمیمی نشم مثلا اینجور که همیشه با هم بریم بیرون با هم وقت بگذرونیم و وقتی بیرون نمیریم تلفنی ساعت ها صحبت کنیم

اینجور جیک تو جیک شدن توی اخلاقم نیست واگر نه خیلی ادم آنست و راحتی هستم فقط اعتقادی به خاله بازی ندارم

در کل ترجیح میدم ادم ها را زیاد نشناسم ولی اگر کاری داشته باشن و از دست منم کاری براشون بر بیاد قبول میکنم مگر این که اون شخص را کلا از زندگیم خط زده باشم

برعکس میشناسم آدم هایی را که خیلی جانم و عزیزم هستند معاشرت کردن با ادم ها براشون از واجبات حتی اسمش را هم صله رحم میگذارند ولی خوب خدانکنه کارت بهشون گیر کنه اونروز که دیگه نه تو را میشناسن و نه کاری برات انجام میدن و تنها چیزی که میشناسن صلاح و مصلحت خودشون و حتی یه جمله هایی میگن که تو تا ماه ها به اون جمله فکر میکنی و میگی عجب ادمی بودا تو نمیدونستی

و قسمت خنده دار ماجرا دقیقا اونجاست که بعد از این که آب ها از آسیاب افتاد دوباره میشناسنت خیلی هم یه جوری رفتار میکنن که ای بابا ما که خیلی نزدیکیم

سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 16:29