فاصله ها
SAMINتا امروز انقدر عمیق به فاصله ها دقت نکرده بودم
بعضی وقت ها همه چیز را ساده تر میکنند
اما گاهی هم همه چیز را سخت تر
مثلا حروف و کلمات بهم چسبیده و بدون فاصله به سختی خوانده میشوند
و یا حروف و کلماتی که فاصله های بسیار زیادی دارند
آخر ادم نمیفهمد لپ کلام چه بود
از کلمات و حروف که بگذریم
دقت کرده ای که بعضی ها چه بازی هایی با این فاصله ها میکنند
وقتی کارشان گیرتان است فاصله را کم میکنند
ولی وقتی در یک جای خاصی هستند این فاصله را زیاد میکنند تا جایی که دیگر تو را نمیشناسند و یا انگار قرار نیست دیگر تو را بشناسند
و جوری رفتار میکنند که دیگران هم همان فاصله را با تو داشته باشند تا به وقتش دو باره تو را وارد بازی های خودشان کنند
یا مثلا دیده ام بعضی ها بین دو نفر فاصله می اندازند، تا شخصی که انطرف قضیه است از دروغ هایی که او در موردش زده با خبر نشود
یا گاهی دیده ام مانع نزدیک شدن دو نفر میشوند به خاطر این که خودشان را خوب نشان بدهند آخر یکی از انها مدت هاست که به عمق آن شخص پی برده و اگر شما بهم نزدیک شوید بالاخره شما هم به عمق قضیه پی خواهید برد
یا گاهی فاصله دو نفر را کم میکنند تا از آن ارتباط بهره مند شوند
بعضی ها خودشان را دور نگه میدارند مثلا این گونه که من از هیچ چیز با خبر نیستم
بعضی ها خودشان را خیلی نزدیک نگه میدارند که انگار من خیلی با تو رفیق هستم
بعضی ها هم آنقدر گرم صمیمی رفتار میکنند که واقعا باورت میشود ، بیشتر که دقت میکنی با همه همین گونه اند ، از طرفی گاهی دقت کرده ام از درون پچیزی هم برایت ارزش قائل نیستند
خلاصه این فاصله ای که حتی دیده نمیشود چه کار هایی که انجام نمیدهد
همین فاصله باعث میشود بهتر دیگران را بشناسی
بعضیها از فاصله نزدیک زیبا هستند و از فاصله دور چنگی به دل نمیزنند
برخی هم از فاصله دور فوق العاده اند اما از نزدیک که میشوی آن چیزی نیستند که فکر میکردی