این مدت سعی کردم برای جاهای مختلف زرمه ارسال کنم
یک شرکتی تقریبا یک ماه پیش باهام تماس گرفت که به نسبت بقیه شرکت ها خیلی جدی تر بود
امروز مجدد تماس گرفت و خیلی توضیح داد یه جوری که منظورش این بود که دلشون میخواد استخدامم کنن
دلم میخواست برم ولی خوب قبول نکردم پیش خودم گفتم الان حجم کارم کم شاید بعدا بیشتر بشه بعدش چی
هیچی دیگه
ولی واقعا اگر قبول میکردم میشد یعنی جدی میرفتم و خونه میگرفتم نزدیک محل کارم و حضوری میرفتم سر کار تمام چیز ها برای گرفتن خونه مهیا است ولی نمیدونم چرا دل دل میکنم
انگار دلم نمیخواد بابا اینا را ناراحت کنم بماند که اونا همیشه من را ناراحت میکنن به جز وقت هایی که بهم نیاز دارند
ولی در کل حضوری سر کار رفتن هم مزایای خودش را داره مثلا در اثر معاشرت با آدم های دیگه رشد فردی برات اتفاق میوفته البته معایبی هم داره در اثر همین معاشرت ها ممکن دچار بیماری های روانی ای بشی که برای درمانش باید زیر بار هزینه های تراپی کمر خم کنی
در کل معاشرت با آدم ها را دوست دارم البته آدم های سالم
به نظرم از طرفی پول جراحی ها اوکی میشد البته که الانم اوکی ولی خوب اونجور دست به پس اندازم نمیزدم
با خودم میگم بیخیال کار خوب خدا درست کنه
سلطان محمود خر کیه
شاید یه موقعیت بهتر