My Words

SAMIN

SAMIN

این مدت سعی کردم برای جاهای مختلف زرمه ارسال کنم

یک شرکتی تقریبا یک ماه پیش باهام تماس گرفت که به نسبت بقیه شرکت ها خیلی جدی تر بود

امروز مجدد تماس گرفت و خیلی توضیح داد یه جوری که منظورش این بود که دلشون میخواد استخدامم کنن

دلم میخواست برم ولی خوب قبول نکردم پیش خودم گفتم الان حجم کارم کم شاید بعدا بیشتر بشه بعدش چی

هیچی دیگه

ولی واقعا اگر قبول میکردم میشد یعنی جدی میرفتم و خونه میگرفتم نزدیک محل کارم و حضوری میرفتم سر کار تمام چیز ها برای گرفتن خونه مهیا است ولی نمیدونم چرا دل دل میکنم

انگار دلم نمیخواد بابا اینا را ناراحت کنم بماند که اونا همیشه من را ناراحت میکنن به جز وقت هایی که بهم نیاز دارند

ولی در کل حضوری سر کار رفتن هم مزایای خودش را داره مثلا در اثر معاشرت با آدم های دیگه رشد فردی برات اتفاق میوفته البته معایبی هم داره در اثر همین معاشرت ها ممکن دچار بیماری های روانی ای بشی که برای درمانش باید زیر بار هزینه های تراپی کمر خم کنی

در کل معاشرت با آدم ها را دوست دارم البته آدم های سالم

به نظرم از طرفی پول جراحی ها اوکی میشد البته که الانم اوکی ولی خوب اونجور دست به پس اندازم نمیزدم

با خودم میگم بیخیال کار خوب خدا درست کنه

سلطان محمود خر کیه

شاید یه موقعیت بهتر

یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 16:11
SAMIN

SAMIN

خدایا خودت درست کن من نمیتونم

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 23:3
SAMIN

SAMIN

روز های چالشم داره یکی پس از دیگری میگذره ولی خوب منم تلاش می‌کنم بهتر بشم با یکم مطالعه با یاد گرفتن یه چیز جدید

عصبانیت هام تمومی نداره

به خودم حق میدم

سخت ولی خوب دیگه چکار کنم

زندگی قشنگ بابت همه چیزایی که قشنگ ترش میکنه شکر

جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 0:51

امروز از صبح بارندگی بود

البته منم خیلی حال خوشی نداشتم

خوش گذشت ولی خوب شاید ۴ الی ۵ ساعت وقت تلف کردم

البته یه چیزایی یاد گرفتم

خوب دیگه قرار وقت تلف نکنم

و یه چیزایی هم در مورد کارم یاد گرفتم

پروژه را تقریبا کامل کردم

امروز خوش گذشت شاید که نه حتما به غلط ولی خوب نمیدونم

زیاد از این کارا نمیکنم به خاطر همین خیلی خودما سرزنش نکردم فقط یکم

خوب دیگه مدیتیشن شبانه و خوب

شب بخیر

دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 22:58

خوب دو روز که کتاب نخوندم و این که خیلی ورزش هم نکردم اما به مدیتیشن شبانه ام پایبند بودم

طبق معمول صبح زود بیدار میشم و کارای خونه و بعدم کارای خودم

همیشه به این فکر میکنم که چقدر خوبه و واقعا خدایا شکرت خیلی باحالی

الان دیگه بخوابم تا فردا

انشاالله کتاب میخونم

خیلی دلم میخواد روزا عصبانی نشم ولی انگار نمیتونم باید بیشتر تلاش کنم

شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 22:57
SAMIN

SAMIN

امروز در اختیار نی نی کوچولو بودیم

یکم کار انجام دادم ولی خوب نشد طبق برنامم پیش برم بریم مراقبه شبانه و خواب

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 23:43

خیلی مهم است که آدم های اطرافت امن باشند
تا تقی به توقی می‌خورد ایم و اشاره یشان به راه نباشد
مهربانی هایشان از روی سیاست نباشد
اما بعضی ها گول اشرف مخلوقات بودنشان را خوردند خیلی احساس زرنگی می‌کنند
ماهرانه به روی خودشان نمی آورند
استادانه دروغ می‌گویند
همچنین همانند یک برگزیده مدال اسکار نقش بازی می‌کنند
بیخیال همه ما انسانیم
حتی گاهی فکر میکنم چه اشتباه هایی مرتکب شده ایم
گند زده ایم به زمین خدا
گرم کرده ایم و ذوب میکنیم یخ های قطب را
سوراخ کرده ایم لایه اوزون را
میبینی حتی بلد نیستم از هدیه خدا به خودمان مراقبت کنیم
یک مشت آدم فرصت طلب و خودخواه
که تنها به خودمان می اندیشیم
پیک‌نیک می‌رویم زباله ها را میریزم سر تا سر آنجا انگار فقط در آسمان باز شده و ما به زمین افتاده ایم
انگار ماهی ها حق زندگی ندارند باید در زباله های ما غرق شوند
برای تفریح شکار میکنیم حیواناتی که حتی گوشت آنها را هم نمیخوریم
وقتی فکر میکنم هیچ حیوانی این کار ها را نمی‌کند به اندازه شکار می‌کند آن هم برای طبیعت وجودش
اما ما چه
واقعا با خود فکر میکنیم تا کجا این قدر خودخواه، فرصت طلب و ...
حیوان ها تنها دو صفت دارند یا شکار خوبی اند یا شکار چی خوبی
اما آدم ها چه
فرصت طلب
هفت خط
هشت هسته
بیگانه

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 6:12

امروز خیلی چنگی به‌دل نمیزد

خوب خانم خرم زنگ زد رفتم اونجا یکم کمکش کردم

بعد دیگه طبق معمول خیلی حرف زدم و به نظرم باید بی رویه حرف زدنم را کنترل کنم

دلم میخواد زندگی قشنگی داشته باشم ولی خوب این که یکم نسبت به یه سری اتفاق ها بد بین شدم واقعا آزار دهنده است

خوب امروز یکم روی پروژه دیروزم کار کردم

چند تا اسکچ جدید زدم

واسه لوگو هام شناسنامه طراحی کردم و اینا

خوب چشمم طبق معمول اذیت شد ولی چه میشه کرد شغلم

دلم میخواست سی سالگیم را یه جورای دیگه تجربه کنم ولی خوب با اتفاق هایی که افتاده باید تلاش کنم و به لطف خدا قشنگ بسازمش

امروز پیاده روی خوبی کردم ولی با عصبانیت فکر کنم تاثیر شگفت انگیزی نداشته باشه

الانم دیگه میخوام مدیتیشن شبانه انجام بدم و بخوابم

من قشنگم شبت بخیر

چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 22:22

امروز عالی بود خدایا شکرت

شاید نتونستم خیلی مطالعه کنم ولی یه پروژه جدید گرفتم و موفق شدم خیلی قشنگ کارش کنم

و واقعا از این بابت خدارا شکر میکنم سپاس سپاس سپاس

سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 21:13

خوب این چند روز همه چیز خیلی خوب بود

مدیتیشن

مطالعه کتاب

پیاده روی داشتم

فقط یکم زیاد بازی موبایلی انجام دادم اونم شاید به خاطر اینه که اینستاگرامم را پاک کردم

دوشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 11:51

امروز عالی بود

کتاب خوندم

وظایفم را انجام دادم

از اونجایی که یه سری ها بهم میگفتن صدای قشنگی داری تست گویندگی دادم

نمیدونم ولی خوب امتحانش شاید ضرر نداشته باشه

نشستیم فیلم دیدیدم بامزه بود و البته یکم لوس

خوب دیگه وقت مراقبه شبانه است و شب بخیر

شاید فردا یکمم ورزش کردم

جمعه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 22:1

امروز خیلی عالی نبود

یک فصل کتاب خوندم

کارای روزمره و

کلی خوشحالی بابت یه اتفاق خوب

و واقعا خدایا شکرت که همیشه هوامون را داری

۶وب دیگه الانم که شکر گذاری شبانه و خواب

پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 21:14

امروز دو فصل کتاب خوندم

و بعدش از درد بیهوش شدم

خیلی تلاش کردم به هر روشی دردم را ساکت کنم یکم بهتر شدم ولی الان هنوزم هم دارم درد میکشم

چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 19:57

همه چیز شکر خدا عالی پیش رفت امروز از خودم راضی بودم

کتاب جدیدم را شروع کردم

و به همه کارام رسیدم

سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 19:53

امروز درگیر کارای خونه بودم

یه پروژه جدید استارت زدم

اینستا را پاک کردم تا خیلی وقتم را تلف نکنم

کتاب هایی که خریده بودم را آوردم تا یکم بخونم

رنگ پاکت از پروژه قبلی را عوض کردم و دیگر هیچ

الان هم مدیتیشن شبانه و خواب

امروزم عصبانی شدم

امیدوارم فردا اصلا عصبانی نشم

خدایا شکرت بابت اتفاق های خوب زندگیم

دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 21:0

مشاهده آموزش دوره ccna

مدیتیشن

و انجام روتین کاری

چالش امروز هم خیلی خوب بود

خدایا شکرت

البته خیلی نشد عصبانی نشم ولی فردا تلاش بیشتری میکنم

یکشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 21:58

امروز را به عنوان روز اول چالش میشمارم و تصمیم دارم این چالش را مجدد شروع کنم

کتابی که شروع کردم عادت های اتمی

امروز یک فصلش را خوندم

و تقریبا 15 دقه مدیتیشن کردم دلم میخواست پیاده روی هم برم ولی خوب فرصت نشد شاید بتونم فردا برم

امیداورم این چالش با موفقیت بتونم به 50 روز چالشم پایبند باشم

برای فردا سعی میکنم عصبانی نشم یا شاید کمتر عصبانی بشم

شنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 18:36

این چند روز فسقلی خواهرم به دنیا اومده بود و من فقط تونستم وظایف کاریم را انجام بدم و بقیه در خدمت خانواده بودم

میدونم پایبند بودن به چالش خیلی مهم تر از برگزای چالش

پش چالش را ری ست میکنم چون دوس دارم پنجاه روز چالشم پشت سر هم باشه

شنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 18:34