My Words

مدت های زیادی بود که دیگر صدای جیرجیرک ها نمی آمد

اما انگار امروز این نزدیکی ها اطراقگاه جیرجیرکی پر سر صدا شده

کسی چه می‌داند

شاید گوشه ای در کنار یکی از درختان پاییزی

سازدهنی به دست آواز شادی یا غم سر می‌دهد

صدایی که برای ما دلخراش است شاید برای او گوشنواز باشد

شاید آن ها هم مثل ادم ها گاهی می‌خواهند سفره دل بگشایند

اخر آدم گاهی دلش می‌خواهد فقط بگوید تا شاید کمی خالی شود حتی اگر گوشی برای شنیدن نباشد

برای خودش هم خوش صدا بودن یا گوش خراش بودن فرقی ندارد

شاید او هم به دنبال راهی برای آرام و قرار گرفتن است

و جیر جیر کنان دارد با خودش درد و دل می‌کند

شاید گاهی هم با خدا درد و دل می‌کند

جیرجیرک آشفته حال آرام بگیر شاید واقعا حق با تو باشد

هیچ کس نمی‌داند چه بر تو گذشته

که این گونه زجه میزنی

شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۵ ،ساعت 20:3